بادبادکی که به هوا پرید
کاش بادبادک تنهایی من بود تا با کشیدن قرقره دل ،دوباره به چنگم می افتاد
**بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست** سلام سلام سلام... در پناه تو، طولانی ترین ترین اقیانوس امید را با پای برهنه می پیمایم تا طراوت دوستی برایم آشکار شود در پناه تو به جشن دیدار دوست راهی می شوم در پناه تو با شمشیر برنده ی امید به جنگ بت فرسوده ی غم می روم در پناه تو کویر دلم را با اشک های شوق سبز خواهم کرد آری؛ خدایا! در پناه تو... دلت را خانه من کن مصفا کردنش با من به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش اگر درها به رویت بسته شد؛دلبر مکن زاری در این خانه دق الباب کن واکردنش با من چو خوردی روزی امروز ما را؛شکر نعمت کن غم فردا مخور تأمین فردا کردنش با من به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان بخوان این آیه را،تفسیر و معنا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمـت تو نام توبه را بنویس...امضا کردنش با من!!! "ژولیده نیشابوری" دست حق به همراتون **بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست** سلام سلام سلام... نوگل باغ امامت دختر موسی بن جعفر حضرت معصومه از گلزار زهرا گلعذاری فاطمه نامش بود همنام با زهرای اطهر خواهر سلطان طوس و بانوی با اقتداری حجت هفتم پدر،هشتم برادر باشد او را عمه باشد بر نهم حجت شه والا تباری بر درش شاهان عالم چون غلام زر خریدی خادمانش نزد شاهان جهان چون شهریاری خاک قم گردیده از یمن قدومش چون گلستان توتیای چشم هر اعمی اگر گیرد غباری مدح او را مادحین دهر گویند ار ز اول تا به آخر کی توان گویند یک از صدهزاری... *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***میلاد باسعادت حضرت معصومه(س) مبارکباد*** «نگاهی به زندگانی حضرت معصومه(س) » امام موسي كاظم(ع) داراي سي و هفت فرزند بود، كه والاترين و فاضل ترين آنان، حضرت علي بن موسي الرضا(ع)، امام هشتم شيعيان است. امام رضا(ع) و برادرش قاسم(ع) و خواهرش حضرت فاطمه معصومه(س) از يك مادر، بنام نجمه [يا تكتم و يا سكن و يا اروي] كه معروف به ام البنين بود، ديده به جهان گشودند. حضرت معصومه(سلام الله علیها)در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. هنگامي كه امام رضا(ع) بنا به درخواست مأمون عباسي [هفتمين خليفه عباسيان] از مدينه منوره به "مرو" در شمال خراسان رفت و با اكراه و اجبار مأمون، ولايت عهدي وي را پذيرفت، يك سال بعد، خواهرش حضرت فاطمه معصومه(س) در پي برادر ارجمندش، از مدينه منوره، راهي خراسان شد. هنگامي كه به شهر ساوه رسيد، بيمار گرديد. از اطرافيان پرسيد: از اين جا تا قم چقدر فاصله است؟ گفتند: ده فرسخ. آن حضرت به خدمت كارش دستور داد كه وي را به طرف شهر قم حركت دهد. آل سعد، كه از شيعيان و محبان اهل بيت(ع) بوده و در قم زندگي مي كردند، همين كه از ورود خواهر امام رضا(ع) با خبر شدند به استقبال آن حضرت شتافته و از شهر قم بيرون رفتند و چون به وي رسيدند، بسيار شادماني و اظهار خوشحالي نمودند. موسي بن خزرج بن سعد، كه از بزرگان آل سعد و از معاريف شيعه درقم بود، افسار شتر آن حضرت را به دست گرفت و به سوي قم آورد و آن بانوي شريف را در خانه خويش اسكان داد و از او به شايستگي پذيرايي كرد. اما حضرت فاطمه معصومه(س) بيمار و مريض احوال بود و سختي راه دراز و تحمل رفتار و كردار برخي از مغرضان و دشمنان، روح شريف و بلندش را آزرده كرده بود. بدين جهت، چندان دوام نياورد و پس از شانزده روز اقامت در خانه موسي بن خزرج، دار فاني را وداع گفت و روح بلندش به اعلي عليين پيوست. موسي بن خزرج، پس از غسل و كفن كردن بدن شريف آن حضرت، جنازه اش را به باغستان خويش، واقع در بابلان، كه هم اكنون مزار شريفش در آن جا است، منتقل و به خاك سپرد و با بوريا بر سر قبرش سايباني بنا نهاد. حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.» لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود: «هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.» امام رضا (ع) فرمودند: « كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زيارت كند پاداش او بهشت است.» امام جواد(ع)فرمودند: «كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است.» امام صادق (ع)فرمودند: « كسى كه آل حضرت را زيارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.» امام صادق (ع) فرمودند: «آگاه باشيد كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است» سلام سلام سلام... زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد ************************************************************** برای شادی روح این عزیز تازه درگذشته لطفاً فاتحه ای قرائت کنید... «اللهم صل علی محمد و آل محمد» وعجل فرجهم درآخر هم چند شعر زیبا از این بزرگوار رو براتون مینویسم؛ "سفر ایستگاه" قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود ومن چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام وهمچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام... "تو می توانی؟"
دست حق به همراتون ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين لقب، كه از سوى امام معصوم به اين بانوى بزرگوار داده شده، گوياى جايگاه والاى ايشان است.
امام رضا(ع) در روايتى ديگر مى فرمايد:
هركس نتواند به زيارت من بيايد، برادرم را در رى يا خواهرم را در «قم» زيارت كند كه ثواب زيارت مرا در مى يابد.
لقب ديگر حضرت معصومه(س) «كريمه اهل بيت» است. اين لقب نيز بر اساس رؤياى صادقانه يكى از بزرگان، از سوى اهل بيت به اين بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى اين رؤياى صادقانه بدين شرح است :
مرحوم آيت اللّه سيّد محمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى (ره) بسيار علاقه مند بود كه محل قبر شريف حضرت صدّيقه طاهره (س) را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پايان رساندن ختم و توسّل بسيار، استراحت كرد. در عالم رؤيا به محضر مقدّس حضرت باقر(ع) و يا امام صادق (ع) مشرّف شد.
امام به ايشان فرمودند:
«عَلَيْكَ بِكَرِيمَةِ اَهْل ِ الْبَْيت ِ.»
"يعنى به دامان كريمه اهل بيت چنگ بزن"
![]()

شنيدهها حاكي از آن است كه امينپور بر اثر بيماري قلبي درگذشتهاست.وي پس از تصادفي در سال 1378 همواره از بيماريهاي مختلف رنج ميبرد.
قيصر امينپور در دوم ارديبهشت ماه سال 1338 در شهرستان گتوند از توابع شهر دزفول متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در شهرستانهاي گتوند و دزفول به پايان برد.
وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند.
اگر بخواهيم شعرى از جنگ بگوييم حتماً سرآمد شاعران آن دوران، قيصر امينپور به يادمان خواهد آمد، همان كه روزگارى سروده بود:
«مىخواستم شعرى براى جنگ بگويم/ ديدم نمى شود/ ديگر قلم زبان دلم نيست/ گفتم:/بايد زمين گذاشت قلمها را/ ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست/ بايد سلاح تيزتري برداشت/ بايد براى جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ.»
امينپور در سال 1376 با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمايى محمدرضا شفيعى كدكنى به سرانجام رسيده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها اين پاياننامه در شمارگان بالايى به چاپ رسيد. وي درباره اين اثر مىگويد: «پيشنهاد بررسى درباره اين موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفيعى كدكنى بود و من از ميان موضوعات مختلف، اين موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پاياننامه دكترى برگزيدم.»
«دستور زبان عشق» آخرين دفتر شعر او بود كه تابستان امسال منتشر شد و مورد استقبال بسياري از متقدان قرار گرفته بود.
در كوچه آفتاب، تنفس صبح، طوفان در پرانتز، منظومه ظهر دهم، مثل چشمه مثل رود، بيبال پريدن، به قول پرستو، گزينه اشعار ،گلها همه آفتابگردانند، سنت و نوآوري در شعر معاصر و شعر و كودكي ، از عناوين ديگر كتابهاي اين شاعر و استاد دانشگاه تهران است.
روحش شاد...خدایش بیامرزد...![]()
![]()
| Design By : Night Skin |
