بادبادکی که به هوا پرید
کاش بادبادک تنهایی من بود تا با کشیدن قرقره دل ،دوباره به چنگم می افتاد
**بنام او که هرچه داریم و نداریم از حکمت اوست** سلام سلام سلام... تا حالا شده بشینی و برای خدای خودت نامه بنویسی؟!!(البته با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی می توان از شیوه ی مدرنیته که همان ایمیل میباشد نیز استفاده کرد که این امر به میل شما به ایمیل و یا شیوه ی سنتی که همان نامه میباشد دارد!) سؤال سختی پرسیدم؟؟!می خوای خوب فکر کنی تا یادت بیاد؟ حالا که خوووووووب فکراتو کردی: اگه جوابت مثبته و این کار رو انجام دادی یادت میاد چی بهش گفتی؟یا چی ازش خواستی؟یا از چه چیزی و چه کسی براش نوشتی؟راستی اصلاً برای چی این کارو کردی؟؟!اگه جوابت منفی هستش و تا به حال یه همچین کاری رو نکردی همین حالا این کار رو انجام بده...!ببین دوست داری در مورد چه موضوعی با خدای خودت درددل کنی؟یه موقع آدم دنبال یه گوش شنوا می گرده تا هرچی تو دلش هست رو بهش بگه...!چه کسی بهتر از کسی که وجودمون ز وجودش شده موجود...! *این نامه ها با صداقت خاصی نوشته شده اند.خواندنشان خالی از لطف نیست. خدای عزیز به نظر من تو بی نظیری.وقتی برف را خلق کردی فکرش را می کردی که مردم از آن برای اسکی کردن استفاده کنند؟ با عشق:امی( ۱۰ ساله) خدای عزیز تو یک کامپیوتر غول پیکر داری یا همه ی آدم های دنیا را با انگشت می شماری؟!! با عشق:ویلیام(۶ ساله) خدای عزیز من بعضی وقت ها به تو شک می کنم.بعضی وقت ها هم به تو ایمان دارم!مثلاْ وقتی چهار ساله بودم و دستم آسیب دید تو آن را زود خوب کردی.اما سؤال من این است اگر تو چنین توانایی داری چرا تمام بدی ها رو در دنیا از بین نمی بری؟مثل جنگ مثل بیماری مثل قحطی مثل مواد مخدر! مردم کشورهای همسایه مشکلات دیگری هم دارند...! سعی می کنم به تو بیشتر ایمان داشته باشم. یان(۱۰ ساله) خدای عزیز اسم «زمین» را از کجا آورده ای؟تا حالا به این که آن را عوض کنی فکر کرده ای؟ دوست دارم اسمش دنیای تام بشود! تام(۱۱ ساله) جهت اطلاع فرد ذی ربط دلم می خواهد از ته دل به تو ایمان داشته باشم؛اما نمی دانم چطوری؟!!مادرم ایمان دارد اما پدرم نه!چطور می توانم به اطمینان برسم؟!چرا کارها را آسان تر نمی کنی؟اگر این کار را بکنی خوب می شود.لازم نیست کار خاصی انجام بدهی.لازم نیست دریا را به دو قسمت بکنی یا کار سخت دیگری انجام بدهی.کافی است یک کار آسان بکنی؛ مثلاْ کاری کنی که من زودتر ۱۳ساله بشوم! جوآن(۱۲ ساله) خدای عزیز من خوانده ام که خانه یعنی جایی که خدا(یعنی تو) توی آن هستی.نمی دانم معنی این حرف چیست! یعنی این که اگر من در یک مدرسه ی مذهبی باشم دیگر دور از خانه نیستم؟ برای این که با تو باشم باید در اتاق نشیمن مان باشم؟ تو همه جا هستی؟ من مطمئن نیستم.فقط می دانم که تو در قلب من هستی. از خانه: دیوید(۱۲ ساله) خدای عزیز لطفاْ مردم روی زمین را با هم مهربان تر کن.این کار باعث می شود که دیگر از تروریسم و یا از آن خشونت هایی که در تلویزیون نشان می دهد خبری نباشد. با بهترین آرزوها: آنیتا(۱۱ ساله) خدای عزیز ما را از حمایت و کمک خودت محروم نکن و ما هم در عوض تو را فراموش نمی کنیم! ناشناس(۱۱ ساله) خدای عزیز دست حق به همراتون
«نامه های بچه ها به خدا» ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من معتقدم که ما انسانها خاک خوشبختی هستیم که تو از روح خودت در ما دمیدی و زندگی رو به ما بخشیدی بنابراین ما باید قدردان این هدیه ی ارزشمند باشیم و نباید فراموش کنیم که وجودمون از توست...
حالا که ما از تو هستیم؛ باید حداکثر سعیمون رو بکنیم که مثل تو باشیم...!
باید سعی کنیم که دوست داشته باشیم کسانی رو که ما رو دوست ندارند...
باید سعی کنیم که از هرآنچه که داریم به دیگران ببخشیم...
باید سعی کنیم که مهربان باشیم با کسانی که در حق ما محبتی نکرده اند...
باید سعی کنیم که خوب باشیم با کسانی که حتی درک درستی از خوبی ندارند...
باید سعی کنیم که...
باید سعی کنیم که مثل تو باشیم...!مثل خود خود تو!
یکی که خییییلی دوست داره حتی به اندازه یک سر سوزن هم که شده مثل تو باشه:فاطمه![]()
| Design By : Night Skin |

