بادبادکی که به هوا پرید
کاش بادبادک تنهایی من بود تا با کشیدن قرقره دل ،دوباره به چنگم می افتاد
رویای خیس کودکی چه بی ثمر با باد می رفت . کودکی که سن قلبی اش به درازا می کشید . در میان این عصر خاموش به دنبال خویش می گشت ، خودی که تا ابد محکوم به پذیرفتن آن شده بود. و او که بود؟ انعکاس آوایی تلخ یا زیبایی پنهان شده در تاریکی .
نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت
23:48 توسط نسیم| |
| Design By : Night Skin |

